درس هایی از چگونگی سرانجام آنفولانزای 1918 برای مقابله با کرونا

به گزارش تور آلمان ارزان، جان ام. بری؛ پژوهشگری برجسته در دانشکده بهداشت عمومی و پزشکی دانشگاه تولین در لوئیزیانا و نویسنده کتاب آنفولانزای بزرگ: داستان مرگبارترین پاندمی در تاریخ در سال 2004 است که یکی از پرفروش ترین کتاب های نیویورک تایمز بوده است. او در سال 2005 میلادی جایزه ارتباطات Keck را از آموزشگاه ملی علوم، مهندسی و پزشکی امریکا برای برترین کتاب سال دریافت کرد.

درس هایی از چگونگی سرانجام آنفولانزای 1918 برای مقابله با کرونا

به گزارش تور آلمان ارزان به نقل از نیویورک تایمز، تاریخ شیوع آنفولانزای 1918 میلادی که باعث مرگ دست کم 50 میلیون نفر در سراسر دنیا شد نشان می دهد که آن پاندمی در تابستان 1919 میلادی به پایان رسید زمانی که سومین موج سرایت ویروس به وسیله تنفسی پایان فروکش کرد.

با این وجود، ویروس آنفولانزا باز هم باعث مرگ و میر شد به گونه ای که در سال 1920 میلادی سویه ای پدیدار شده بود که به میزان کافی کشنده بود و باید به عنوان موج چهارم قلمداد می شد. در بعضی شهرها، از جمله دیترویت، میلواکی، مینیاپولیس و کانزاس سیتی مرگ و میر حتی از موج دوم فراتر رفت که مسئول بخش مهمی از مرگ و میر های ناشی از این بیماری همه گیر در ایالات متحده بوده است. این شرایط در حالی رخ داد که جمعیت ایالات متحده پس از دو سال و پشت سر گذاشتن چندین موج عفونت و در پی کاهش کشندگی ویروس در موج سوم، مصونیت طبیعی زیادی در برابر ویروس آنفولانزا کسب نموده بود. تقریبا تمام شهر های ایالات متحده در طول موج دوم خطرناک شیوع بیماری که در پاییز 1918 میلادی به اوج خود رسید محدودیت هایی را اعمال کردند. در آن زمستان، بعضی از شهر ها با وقوع موج سوم هر چند مرگبارتر بار دیگر کنترل را اعمال کردند. با این وجود، در عمل هیچ شهری در سال 1920 میلادی واکنشی از خود نشان نداد. مردم و مقام های دولتی هر دو از آنفولانزا خسته شده بودند. روزنامه ها مملو از اخبار ترسناک در خصوص ویروس بودند، اما هیچ کس اهمیتی نمی داد. مردم در آن موقع موج چهارم همه گیری را نادیده گرفتند. مورخان نیز به آن توجهی نکردند. این ویروس در سال 1921 میلادی به آنفولانزای فصلی معمولی جهش یافت. امروز در خصوص کرونا ما نباید آن اشتباه را تکرار کنیم.

درست است، در حال حاضر دلایلی برای خوش بینی وجود دارند. نخست آن که موارد ابتلا به اومیکرون در بخش هایی از امریکا رو به کاهش است. دوم آن که کل جمعیت ایالات متحده به زودی یا آلوده به ویروس خواهد شد و یا واکسینه می گردد و سیستم ایمنی بیشتر افراد در برابر ویروس تقویت می گردد. نکته سوم آن که اگرچه اومیکرون در عفونت زایی بخش فوقانی دستگاه تنفسی بسیار خوب عمل می نماید قابلیتی که آن را بسیار قابل انتقال می سازد به نظر می رسد نسبت به سویه های قبلی کمتر قادر به آلوده کردن ریه ها است. در نتیجه، قابلیت کشندگی کم تری دارد. کاملا ممکن و احتمال دارد که با تحریک یک پاسخ ایمنی بهتر قابلیت کشندگی ویروس کماکان کاهش یابد. در واقع، نظریه ای وجود دارد مبنی بر آن که شیوع آنفولانزای 1889-1892 به وسیله یک ویروس کرونا به نام OC43 ایجاد شده بود که امروزه باعث سرماخوردگی می گردد.

نشانه های خستگی یا امید گمراه کننده در همه جا دیده می شوند. اگرچه بیش از 70 درصد از جمعیت بزرگسال به طور کامل واکسینه شده اند پیشرفت ها راکد و کُند مانده اند و تا 27 ژانویه، تنها 44 درصد از جمعیت دوز تقویتی را دریافت نموده اند. اگرچه بسیاری از ما، به ویژه والدین، خواهان باز ماندن مدارس هستیم با این وجود، والدین تنها حدود 20 درصد از بچه ها 5 تا 11 ساله را به طور کامل واکسینه نموده اند. مشابه سال 1920 میلادی مردم از انجام اقدامات احتیاطی خسته شده اند.

این شرایط باعث می گردد کنترل از دست ما خارج شده و به ویروس واگذار گردد. نتیجه این بوده است که اگرچه به نظر می رسد اومیکرون نسبت به سویه های قبلی کمتر بدخیم باشد میانگین هفت روزه مرگ و میر روزانه بر اثر ابتلا به کووید -19 در ایالات متحده اکنون از اوج دوره شیوع سویه دلتا در اواخر سپتامبر فراتر رفته است.

بدتر از آن این که احتمال بدتر شدن شرایط وجود دارد. اگرچه احتمال معقولی وجود دارد که سویه های آینده کمتر خطرناک باشند وقوع جهش ها تصادفی هستند. تنها نکته مسلم آن است که سویه های آینده اگر بخواهند پیروز باشند از محافظت ایمنی بدن در امان خواهند ماند و می توانند خطرناک تر شوند.

این مورد نه تنها در سال 1920 با آخرین نفس های ویروس 1918 رخ داد بلکه در همه گیری آنفولانزا در سال های 1957، 1968 و 2009 نیز دیده شد. در سال 1960 میلادی در ایالات متحده، پس از آن که بسیاری از مردم به علت ابتلا و هم چنین تزریق واکسن مصونیت پیدا کردند یک سویه آنفولانزا باعث شد که اوج مرگ و میر از سطح همه گیری در سال های 1957 و 1958 فراتر رود. در پاندمی سال 1968 میلادی ظهور یک سویه در اروپا باعث مرگ و میر بیشتر شد اگرچه بار دیگر واکسن در دسترس بود و بسیاری از افراد مبتلا شده بودند.

اکنون باید با احتیاط گام برداریم. واکسن ها، داروی ضد ویروسی تازه پاکس لووید و سایر درمان ها می توانند به همه گیری پایان دهند البته در صورتی که میلیارد ها دوز در سطح دنیای در دسترس قرار گیرند و مقاومت ویروسی ایجاد گردد. با این وجود، پایان کار به این زودی ها فرا نخواهد رسید. شرایط آینده هنوز به ویروس و نحوه استفاده ما از تجهیزات فعلی و رفتارمان بستگی دارد: واکسن ها، ماسک ها، تهویه هوا، داروی ضد ویروسی رمدسیویر و استروئید ها و تنها درمان مونوکلونال که هنوز علیه اومیکرون کار می نماید، فاصله گذاری اجتماعی و اجتناب از شلوغی. به عنوان یک جامعه، ما تا حد زیادی از شدت اقدامات بهداشت عمومی کاسته ایم. با این وجود، هر یک از ما به عنوان یک فرد می توانیم هنوز جانب احتیاط را رعایت نموده و به درستی اقدام کنیم.

منبع: فرارو
انتشار: 20 فروردین 1401 بروزرسانی: 20 فروردین 1401 گردآورنده: berlinro.ir شناسه مطلب: 2219

به "درس هایی از چگونگی سرانجام آنفولانزای 1918 برای مقابله با کرونا" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "درس هایی از چگونگی سرانجام آنفولانزای 1918 برای مقابله با کرونا"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید